تبليغاتX
که زن نبودی...امّا - ما ماهيهاي اوزون برون محكوم به ماهي تابه ي واقعيتيم...

امروز

ذهنم پر است

از يك ماديان و كره اش

فردا

                          برايت شعري عاشقانه خواهم نوشت       

 

( حسین پناهی)


بي تو
نه بوي خاك نجاتم داد
نه شمارش ستاره ها تسكينم

چرا صدايم كردي
چرا ؟

سراسيمه و مشتاق
سي سال بيهوده در انتظار تو ماندم و نيامدي

نشان به آن نشان
كه دو هزار سال از ميلاد مسيح مي گذشت
و عصر
عصر واليوم بود
و فلسفه بود
و ساندويچ دل وجگر 

 ( حسین پناهی )

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم آبان 1385ساعت 10 بعد از ظهر  توسط میثم یوسفی 

  RSS 

POWERED BY
BLOGFA.COM