لحظات انتظار برایم عذابآورند. یکی از کابوسهای همیشگیام پشت چراغهای قرمز و پای آسانسوری که باید چند طبقه بالا یا پایین بیاید اتفاق میافتد. میدانم آخرش پای یکی از این آسانسورها سکته میکنم!
+
نوشته شده در جمعه بیستم اردیبهشت 1387ساعت 5 بعد از ظهر توسط میثم یوسفی
آلبر کامو میگوید: «انسانها میمیرند و خوشبخت نیستند.» اما من جنگجويي هستم که از جنگ متنفرم، و هربار نجنگيده میميرم. آیا خوشبختم؟! --------------------------------------- با اینکه اینها به دردتان نمیخورند ولی کلیهی شعرها و نوشتهها به نام صاحب اثر ثبت شدهاند و هرگونه برداشت اعم از موسیقیایی و غیره بدون کسب مجوز پیگرد قانونی دارد. از آنهایی که تجربه کردهاند بپرسید! --------------------------------------- «آغاز انهدام چنين است اينگونه بود آغاز انقراض سلسلهی مردان ياران! وقتي صداي حادثه خوابيد برسنگ گور من بنويسيد: - يك جنگجو كه نجنگيد اما ... شكست خورد» -نصرت رحمانی-