تبليغاتX
که زن نبودی...امّا - به شهادت گربه‌های رهگذر پشت پنجره

سال 1367، موسیقی فیلم لنگرگاه اولین همکاری من و ناصرچشم آذر بود . او را آن قدردل‌پذیریافتم که فیلم بعـدی ، شکارخاموش را هم با او کار کردم و باز او را دلپذیرتر یافتم . ناصرچشم آذرکه در حالت عـادی و در زندگی روزمـره بسیار بی تاب و عجـول و کم طاقت می نماید ، در لحظه ها و ساعت ها و روزهای انجام کارش چنان صبور و با حوصله است و با چنان وسواس و حساسیتی با موسیقی برخورد می کند که فقط می تواند نشان حرمت او به موسیقی باشد .حرمتی که از تقدس یافتن موسیقی درتک تک سلول های جسم و جانش مایه می گیرد . بعدها موسیقی خواهران غریب را هم با ناصر کارکردیم . مثل اکثر آثاراو ، موسیقی بسیار موفقی از کار درآمد . درجشنواره فجر کاندیدای جایزه بهترین موسیقی متن شد و در فستیـوال مروارید شرق (پنانگ مالزی) در میــان ده ها فیلم شاخص از کشورهای شرقی ، برنده جــایزه بهتـرین موسیقی متن شد . در فیلـم خواهران غریب شرایط کارکردن شخصیت آهنگ ساز فیلم (خسروشکیبایی) که شب ها در میان انبوهی شمع روشن و دود عود کار می کند و بسیار شبیه انجام مناسکی مقدس است را به تقلید از روش کار کردن ناصرچشم آذر ساخته بودم . و نیز رفتار آهنگ ساز با سازش درست شبیه رفتار ناصر است. رفتار او با سازش شبیه رفتار مادری است با فرزند دردانۀ یکی یک دانه ای که پوست تنش از حریر نرم تر و حساس تر است . رفتاری ظریف و عاشقانه . که اگر همــۀ ما نسبت به کاری که انجـام می دهیم چنین حساسیتی داشتیم ایران گلستان می شد ...  و به این ترتیب بود که بعداز شکارخاموش، موسیقی متن قصه های مجید را هم به چشم آذر سپردم . اهمیتی ندارد که یکی از انبوه کوتوله ها ، یکی از مدیران وقت سازمان صدا و سیما به خاطر یک برخورد شخصی از ناصــرچشـم آذرخوشش نمی آمــد و باعث شد اسـم ناصـر در عنــــوان بندی قصه های مجید حذف شود . واقعاً اهمیتی ندارد . تاریخ ما انبوهی از این حذف های نابخردانه را به یاد می آورد . ساسانیان می خواستند نام اشکانیان را که پانصدسال ، ایران را در اوج سربلندی اداره کردند از صفحۀ تاریخ حذف کنند . زهی خیال باطل و قابل توجه آنان که بارها سنگ قبر احمدشاملو را شکستند و آن ها که ازجسد دکترمصدق هم وحشت دارند و آن ها که ناشری را وامی دارند در یک کتاب از مجموعۀ پنجاه سال تصنیف های ماندگار تاریخ موسیقی ایران نام خـــواننده ای را حذف کنند . چه جالب ...! از ساسانیان خود به خود رسیدیم به حذف نام یک خواننده از یک کتاب و حذف نام ناصرچشم آذر از عنوان بندی یک مجموعۀ تلویزیونی . ای کاش برای سانسورچی ها یک دوره فشرده تاریخ می گذاشتند تا بدانند با حذف اسم ، حذف واژه و جمله و کتاب و پلان و فیلم و ... هر اثر هنری دیگری ، آن اثر و آن اسم به راستی نه حذف می شود و نه گم می شود . پانرده سال بعداز اولین پخش قصه های مجید، این مجموعه کماکان تروتازه است و همه می دانند موسیقی ماندگار آن را ناصرچشم آذر ساخته است .

 

اما ناصرچشم آذر که در آهنگ سازی ـ به اعتقاد من ـ یک گام تا نبوغ فاصله دارد . فقط ناصرچشم آذر آهنگ ساز نیست . او برادر و فرزندی بود که تا آخرین نفس های مادر و خواهر بیمارش ، مثل سازش ، با عشق و ملاطفت و حساسیت از آن ها مراقبت کرد . به جز این ناصــردوستی است که برای دوستی هزینه می کند . از احساس و محبت و همدلی کم نمی گذارد . چنان همدل و غم خوار است که ... در بعدازظهرهای گرم تابستان 71 در خانۀ قدیمی ناصر در خیابان ترکمنستان ، سرِ موسیقی قصه های مجید من و او با همدلی و غم خواری پا به پای هم چه قهقه ها زدیم از شادی و چه گریه ها کردیم و غصه ها را فروشستیم از دل .

 

ناصرکوچک ترین محبت دوستانش را همیشه به یاد دارد و قدرمی داند. و می تواند ببخشد ، به دل نگیرد و بحران که می گذرد می تواند با دوستِ قدیم ـ انگارنه انگار که ستیزو جدلی بوده آمده ـ دوست و یک رنگ باشد . ناصر چشـم آذر یک رنگ است . زلالِ زلال است . بدخواه هیچ کس و هیچ چیز نیست . آتشفشانی است از محبت و احساس خالص و ناب . این را نه تنها دوستان و همکارانش که گربه های رهگذر پشت پنجرۀ اتاقش هم می توانند شهادت بدهند . ناصر چشم آذر در این وانفسای ماراتن چپاول و اندوختن ، پول را برای همه چیز می خواهد به جز خودِ پول . او زندگی کاملاً درویشانه و احساسِ پاکش را هرگز نه به پول ، نه به قدرت و نه به هیچ چیزو هیچ کس نفروخته است و نمی فروشد . در عـوض همــۀ هستی اش را به پای اعتقادش حـراج می کند . ناصرچشم آذر تا نبوغ یک قدم فاصله دارد . گفتم . باید کاری بزرگ و سترگ از او خواسته شود .کاری که به آن اعتقاد داشته باشد . مثلاً یک سمفونی در باره امام علی ، یا ایران یا آذربایجان یا خلیج فارس ، و بودجه و امکانات لازم در اختیارش گذاشته شود تا بتواند این یک قدم را بردارد .

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 12 بعد از ظهر  توسط میثم یوسفی  | 

  RSS 

POWERED BY
BLOGFA.COM



Baznegar