
ای حسین لعنتی، چقدر این ترانهات را دوست دارم، وسط صفحهبندی و توی هجوم خستگی و خواب، مرور دوبارهی آن به حد کافی بهانه است تا اینجا بهروز شود و خستگی را فراموش کنم!
تو که خونهت رو دست مهتابه پشت پلکت فرشته میخوابه
جنگ اعصابه زندگی بیتو زندگی بیتو جنگ اعصابه
مرگ بر جادههای یک طرفه جادههای بلا گرفتهی شوم
«دوستت دارم»های بیمورد «دوستم داری»های بیمفهوم
شرم انگشت و دکمههای سمج خاطرات مزخرف اروتیک
نامههای مچالهی بد قول کارتهای مزخرف تبریک
من و از بوی تند الکل و دود من و از بستههای خالی قرص
من و از کافههای دربهدری من و از قهوههای تلخ بپرس
مجرمم تو شبی که زن نشدی مرد باش و من و محاکمه کن
تهنشین ترانههای من و با صدای بلند زمزمه کن
از شب حجلهی بدون عروس تا گناه شب عروسی تو
من به اسم ترانه مشکوکم «زندگینامهی خصوصی تو»
حسین غیاثی