هنوز خستهام. از یکشنبهی هفتهی گذشته تا امروز فقط شب گذشته کمی خوب خوابیدم. در واقع شبهای دیگر اصلا نخوابیده بودم. بیخوابی و کارهای عقب افتاده واقعا امانم را بریدهاند. کارهای مطبوعاتی که باید میرساندم تقریبا امروز تمام شدند ولی هنوز سه ترانه هست که باید تا آخر هفته بنویسم. بعضی وقتها زندگی چقدر سخت میشود، ولی همین سختی هم دلنشین است! من که کلا اهل گلایهی زیاد نیستم، البته «وقتی که تو اینجایی من حال خوشی دارم...» و همین برای تا همیشه زندگی کردن کافیست. با اینهمه بهخاطر خستگی جسمیام، همین روزها باید مدتی خودم را سایلنت کنم. یک سفر مشترک خیلی میچسبید، حیف که روزهای شلوغی هستند این روزها. همین دیگر
عکس: بایرام فضلی (مدیر فیلمبرداری) و گروهش در پشت صحنهی فیلم میانبر. توضیحات فیلم را از وبلاگ رضا بخوانید.
+
نوشته شده در یکشنبه دوازدهم اسفند 1386ساعت 4 قبل از ظهر توسط میثم یوسفی
|
(عکس بالا از آتیه نوری) آلبر کامو میگوید: «انسانها میمیرند و خوشبخت نیستند.» اما من جنگجويي هستم که از جنگ متنفرم، و هربار نجنگيده میميرم. آیا خوشبختم؟! --------------------------------------- با اینکه اینها به دردتان نمیخورند ولی کلیهی شعرها و نوشتهها به نام صاحب اثر ثبت شدهاند و هرگونه برداشت اعم از موسیقیایی و غیره بدون کسب مجوز، پیگرد قانونی دارد. از آنهایی که تجربه کردهاند بپرسید! --------------------------------------- «آغاز انهدام چنين است اينگونه بود آغاز انقراض سلسلهی مردان ياران! وقتي صداي حادثه خوابيد برسنگ گور من بنويسيد: - يك جنگجو كه نجنگيد اما ... شكست خورد» -نصرت رحمانی-