تبليغاتX
که زن نبودی...امّا - آه!خانوم ساقهای شما بسیار ظریف است

دوست دارم با هم ترانه‌ی "The Gates Of Eden" را که شاید به نوعی معروف‌ترین ترانه‌ی باب دیلان است، مرور کنیم. بدون شک باب دیلان، لئونارد کوهن، جان لنون، راجر واترز و التون جان بزرگترین ترانه‌سرایان تمام اعصار بوده‌اند. بسیاری "دروازه‌ی بهشت" باب دیلان را یکی از ده ترانه‌ی برتر تاریخ موسیقی می‌دانند. بماند که در آخرین نظرسنجی‌ لس‌آنجلس‌تایمز جان لنون به‌ عنوان بزرگترین ترانه‌سرای تاریخ انتخاب شد، ولی به واقع بین این بزرگان نمی‌شود مرزبندی مشخصی را قائل شد.

 

With a time rusted compass blade  زمانی میان تیغه‌های زنگ زده‌ی پرگار 

Aladdin and his lamp  علاءالدین و چراغش 

Sits with Utopian hermit monks  همراه با موبدان گوشه‌نشین آرمان‌شهر 

Sidesaddle on the Golden Calf  بر روی زین زنانه‌ی گوساله‌ی طلایی نشسته بودند 

And on their promises of paradise  و هیچ‌کس به وعده بهشت آنها نمی‌خندید 

You will not hear a laugh  هیچ‌کسی در بیرون دروازه‌های بهشت 

All except inside The Gates of Eden.  (در روز موعود، پس از باران سخت، شاید پس از باران رادیو اکتیو بعد از جنگی اتمی، همه چیز تمام خواهد شد، همه چیز در بیرون دروازه های بهشت) 

O the time will come  آه، آن زمان باز می‌گردد 

When the winds will stop  وقتی که بادها خواهند ایستاد 

And the breeze will cease to be breathin'  و نسیم از نفس کشیدن می‌افتد 

Like the stillness in the wind  مانند مکثی در باد 

When the hurricane begins  وقتی که طوفان آغاز می‌شود 

The hour when the ship comes in.  زمانی که کشتی نجات می‌آید 

O the sea will split  آه، دریا خواهد شکافت 

And the ship will hit  و کشتی واژگون خواهد شد 

And the shoreline sands will be shaking  و ساحل و ماسه ها خواهند لرزید 

Then the tide will sound  و جزر و مد به صدا خواهد آمد 

and the wind will pound  و باد فرو خواهد کوفت 

And the morning will be breaking  و صبح‌گاه فرو خواهد شکست 

 

The stories of the street are mine  داستان خیابان‌ها از آن من است 

The Spanish voices laugh  صدای خنده اسپانیایی‌ها می‌آید 

The cadillacs go creeping down  کادیلاک‌ها روی زمین 

Through the night and the poison gas  میان شب و گاز سمی می‌خزند 

I lean from my window sill  و من از آستانه پنجره‌ی 

In this old hotel I chose  هتل قدیمی که برگزیده‌ام خم شده‌ام 

Yes, one hand on my suicide  آری، یک دستم به سوی خودکشی‌ام می‌رود 

And one hand on the rose  و دست دیگرم به سوی گل سرخ 

 

I know you've heard it's over now  می‌دانم که شنیده‌اید همه چیز تمام شده 

And war must surely come,  و جنگ ناگزیر خواهد آمد 

The cities they are broke in half  شهرها نیمه خرابند و 

And the middle men are gone.  مردان میانه حال همه گریخته‌اند 

But let me ask you one more time  ولی بگذارید یک‌بار دیگر از شما سوالی بپرسم 

O children of the dust  ای فرزندان غبار 

All these hunters who are shrieking now  آیا تمام این شکارچیان که فریاد می‌کشند 

Do they speak for us?  به دنبال مایند؟ 

And where do all these highways go  و این بزرگراهها به کجا می‌روند 

Now that we are free?  که آنجا آزاد و رها باشیم؟ 

Why are the armies marching still  برای چه ارتش‌ها هنوز سرود می‌خوانند 

That were coming home to me?  که به خانه به دنبال من می‌آیند؟ 

O lady with your legs so fine  آه!خانوم ساقهای شما بسیار ظریف است 

O stranger at your wheel  اوه!غریبه‌ای همراه شماست 

You are locked into your suffering  شما در رنج خود زندانی شده‌اید 

And your pleasures are the seal  و شادی، مُهر و کلید آن است 

The age of lust is giving birth  زمان شهوترانی به باروری نشست 

And both the parents ask the nurse  و پدر و مادر از دو طرف شیشه 

On both sides of the glass  از پرستار سوال می‌کنند 

Now the infant with his cord  و نوزاد با بند نافش 

Is hauled in like a kite  مانند کایتی در آسمان می‌چرخد 

And one eye filled with blueprints  با یک چشم پر از سرمشق 

One eye filled with night  و یک چشم پر از شب 

 

ترجمه‌ی ) فرشاد ملک‌زاده)


"چرا کاملم نمی کنی، یا کاملا از من نمی کَنی..." - گراناز موسوی
امشب چرا دوباره دلتنگ شدم؟ کجا دنبالت می گردم؟ وقتی که نیستی بگذار فراموشت کنم. خواهش می‌کنم...
... بارون اگه یک‌ریز بود... سیگار می‌کشـــــــ کشـــــ کشـــــــم... قاب می‌شم یه روز رو دیوار...

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم بهمن 1386ساعت 9 قبل از ظهر  توسط میثم یوسفی  | 

  RSS 

POWERED BY
BLOGFA.COM