تبليغاتX
که زن نبودی...امّا - ...
مادر بزرگ ...
              رفت!



- سلام. خوبی؟ تسلیت می‌گم...
- مرسی رضا جان! لطف داری.
- کی از تهران راه افتادی؟
- ۱۰ صبح بود فکر کنم.
- مواظب خودت باش. زیاد اذیت نکنیا خودتو!
- نه بابا! می‌دونی که این‌طوری نیستم.
- از اون لحاظ می‌گم که خیلی دوسش داشتی...

...

- خیلی دوسش داشتم!

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم آبان 1386ساعت 3 بعد از ظهر  توسط میثم یوسفی 

  RSS 

POWERED BY
BLOGFA.COM