تبليغاتX
که زن نبودی... امّا - بازی جدید کیهانی‌ها

چند شب پیش به آهنگ‌سازی که آن‌ور دنیا نشسته و خوشی زده زیر دل‌اش و می‌گوید انقلاب کنید تا فلان شود و همیشه هم مثل اکثر آن‌هایی که بعد از انقلاب ایران را ندیده‌اند تحلیل‌هایش نسبت به اوضاع فرهنگی و سیاسی ایران کشکی است و مضحک و به صالح علا هم گیر داد می‌گفتم صفحه‌بندی شماره‌ی قبل نشانی وقتی نماز آقای صالح‌علا یادشان رفته بود و قضا شده بود نشستند و گریه کردند، به همین دلیل کسانی مثل صالح‌علا که هم زیر چتر جریانی نمی‌روند و هم ریا نمی‌کنند و هم خودشان هستند برای من از هر بی‌هویتی باارزش‌ترند. اصلا بحث مذهبی بودن یا نبودن و این‌چیزها نیست، قصه‌ی باور داشتن به چیزی و زندگی در خط آن باور است. حالا این‌که این باور هم به نظر شخصی من درست یا نادرست است هم اهمیتی ندارد. حالا این جنابان عالیان پنبه‌ی صالح‌علا و ال و بل را این‌گونه می‌زنند! همان صالح‌علایی که امثال او را آن‌طرفی‌ها می‌گویند چاپلوس نظام و می‌کوبند و این‌طرفی ها با چوب بلاهت خودشان می‌زنند. البته هم تکلیف آن‌هایی که آن‌طرف از این‌که مفت خورده‌اند و خوابیده‌اند خوشی زده زیر دل‌شان مشخص است و مسخره‌بازی کیهانی‌ها دیگر برای ما عادی شده. چه که وقتی روزنامه‌ی جمهوری اسلامی نوشت بابک بیات درباری بود و آهنگ‌های درباری می‌ساخت خندیدیم و پرسیدیم منظورتان "ولایت عشق" که نیست؟ چه که همه‌ی این‌سال‌ها هر وقت دیده‌اند فردی زیر چترشان نیست به هر طریقی کوبیده‌اند و هزار و یک انگ به پیشانی‌اش زده‌اند. بحث صالح‌علا یا هر فرد دیگری که طی این سال‌ها با ناروی آقایان از جلوی راه برداشته شده نیست، ناراحتی من از دو جریان نادانی‌محور است که هر دو هم به طریقی تریبون دارند و قدرت ولی به این مومن‌ام که هیچ فریبی تا همیشه فریب نمی‌ماند و روزی پرده‌ها خواهند افتاد. "عاشقان وقت نماز است اذان می‌گویند" را به یاد کیهانی‌ها می‌آورم و "مش تقی" را به یاد آن‌طرفی‌ها و ازشان خواهش می‌کنم اگر انسانیت می‌فهمند کمی پیش خودشان به توهمات‌شان بیاندیشند بلکه آن‌ها هم مثل من بخندد. اگر مرد هستند آرزو نمی‌کنم روزی به حقیقت پی ببرند که مرد و پشیمانی یعنی مرگ، اگر مرد باشند. بیش‌تر از این هم نه نیازی هست به گفتن و نه این‌که این حرف‌ها آن‌قدر اهمیت دارند. فقط باید بخندیم به حضور ممتد بلاهت و جهالت! جز این، کار دیگری می‌شود کرد؟
مرتبط: چه باید گفت؟!
یادداشت رضا در مورد روزنامه‌نگاری و به بهانه‌ی این مطلب را بخوانید. 

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم شهریور 1386ساعت 4 بعد از ظهر  توسط میثم یوسفی  | 

  RSS 

POWERED BY
BLOGFA.COM