تبليغاتX
که زن نبودی...امّا - به خدا اعتقاد داری؟

پس خدا به شكل صندلی‌ست، می‌شود كه روی او نشست
این نتیجه را گرفت و بعد، روی دسته‌اش دخیل بست

گاه، شكل میز می‌شود، دست تكیه داده‌ام به او
لحظه‌ای نگاه می‌كنم؛ دست من سفیدتر شده ست

شكل استكان به خود گرفت، لب بزن نترس ناخدا
من هزار مست دیده‌ام؛ هر كدام یك خدا به دست

اینكه او یكی‌ست یا هزار، واقعا چه فرق می‌كند؟
او درون هرچه نیست، نیست؛ او درون هرچه هست، هست

اولین خدا مداد بود؛ سر خمیده روی دفترم
زیر تیغ یك تراشِ كُند؛ چرخ شد خدای من شكست

از چه می‌نویسد این قلم؟ اسم این غزل چه می‌شود؟
كفرِ كافری ادیب یا شعرِ شاعری خدا پرست؟

(مریم جعفری)


- اين تن ِمن است، بخوريدش-  (مسيح)

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت 8 بعد از ظهر  توسط میثم یوسفی  | 

  RSS 

POWERED BY
BLOGFA.COM