در جامعه ي ما هر آدمي كه در سرِ خاكسپاري مادرش نگريد ، خودش را در معرض اين خطر مي آورد كه محكوم به مرگ شود *** اين جمله اي بود كه آلبر كامو نويسنده ي شاهكار هايي مانند " بيگانه" و" طاعون" در مورد بيگانه گفته بود . و بعد ها در توصيف اين جمله گفت كه " مرادم از آن گفته جز اين نبود كه قهرمان كتاب محكوم مي شود زيرا در بازي همگاني شركت نمي كند. بدين معني او با جامعه اي كه در آن مي زيد بيگانه است." با اين اوصاف شايد ايرج جنتي عطايي و ديگر ترانه سرايان و حتي انديشمندان بيدار هميشه با جامعه ي خود بيگانه بوده اند . چون نخواستند كه " مرگ مادرشان" را باور و يا در" مراسم خاكسپاري" اش شركت كنند. ادامه ی مطلب را اینجا بخوانید
+
نوشته شده در چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1385ساعت 10 قبل از ظهر توسط میثم یوسفی
(عکس بالا از آتیه نوری) آلبر کامو میگوید: «انسانها میمیرند و خوشبخت نیستند.» اما من جنگجويي هستم که از جنگ متنفرم، و هربار نجنگيده میميرم. آیا خوشبختم؟! --------------------------------------- با اینکه اینها به دردتان نمیخورند ولی کلیهی شعرها و نوشتهها به نام صاحب اثر ثبت شدهاند و هرگونه برداشت اعم از موسیقیایی و غیره بدون کسب مجوز، پیگرد قانونی دارد. از آنهایی که تجربه کردهاند بپرسید! --------------------------------------- «آغاز انهدام چنين است اينگونه بود آغاز انقراض سلسلهی مردان ياران! وقتي صداي حادثه خوابيد برسنگ گور من بنويسيد: - يك جنگجو كه نجنگيد اما ... شكست خورد» -نصرت رحمانی-