تبليغاتX
که زن نبودی...امّا - امروز من
جام می و خون دل هر یک به کسی دادند
در دایره ی قسمت اوضاع چنین باشد
(حافظ)

چهار تا مصاحبه ی پیاده نشده دارم.
یک ترانه ی خالتور روی ملودی را باید تا ۲-۳ روز تحویل بدهم که هنوز چیزی نگفته ام.
چند تا قرار کاری توی این هفته دارم که نمی دانم چطوری باید بروم! خسته ام!
بیمارم، معده و گلویم عفونت کرده و آلرژی فصلیم هم اذیتم می کند.
دوستت دارم.
درس هایم را کم کم باید بخوانم چون امتحانات دارند می رسند.
یک امتحان میان ترم را پیچاندم.
دنبال نوازنده ی کشف نشده و خیلی خوب برای سازهای قیچک، بالابان، دودوک و نی می گردم.
دلم برایت تنگ شده.
همچنان دنبال صدای زن خوب هم هستم.
تئاتر شهر باز شده ولی فعلا اجراها مزخرفند. گرچه دلم هوای تئاتر دیدن با ... کرده!!!
"بد نگوییم به مهتاب اگر تب داریم"
بله کمی هم تب دارم!
Im burning for love
Filled with desire
I cant stand the heat
And my hearts on fire
I cant get enough
Its down to the wire
Im making my move, Im looking for you
Im burning for love
(Bon Jovi)

همینجوری!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386ساعت 6 بعد از ظهر  توسط میثم یوسفی  | 

  RSS 

POWERED BY
BLOGFA.COM