تبليغاتX
که زن نبودی...امّا - باران می بارد
 با لبخند
 نشانی خانه ی تو را می خواستم
 همسایه ها می گفتند سالها پیش
 به دریا رفت
 کسی دیگر از او
 خبر نداد
 به خانه ی تو
 نزدیک می شوم
 تو را صدا می کنم
 در خانه را می زنم
 باران می بارد
هنوز
 باران می بارد

(احمد رضا احمدی)


به همین سادگی می شد دیگر دلتنگ و افسرده نباشم!! به همین سادگی و مسخرگی شاید!!! می بینی آرزوهایم چقدر کوچکند؟!


نمی خواهم از اخراجی ها یا مساله ی مبارزه با بد حجابی  یا هر چیز این مدلی بنویسم. الان حالش را ندارم و از این چیزها خسته ام و دلزده. دوستان هم به حد کافی نوشته اند. می خواهم کمی هم به خودم فکر کنم. به خودم و ...

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم اردیبهشت 1386ساعت 10 بعد از ظهر  توسط میثم یوسفی 

  RSS 

POWERED BY
BLOGFA.COM